<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>در گلستانه </title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/</link>
<description>چه بوی علفی می آمد!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 11 May 2008 15:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>روز مادر مبارک</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                    &lt;IMG alt=&quot;روز مادر مبارک&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/21euohw.jpg&quot; align=textTop border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 15:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کارگر و معلم</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>                                            &lt;IMG alt=&quot;روز کارگر در ایران!&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fararu.com/images/docs/000010/n00010642-r-s-000.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکیمی راگفتند: &quot;در نظام مقدس جمهوری اسلامی، معلم بهتر است یا کارگر؟!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی‌درنگ گفت: &quot;هر که ریشش بیش، ارجش بیشتر !&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                               &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 241px; HEIGHT: 298px&quot; alt=&quot;هنر نیک آهنگ!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/ta5wsg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 10:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجرد بر وزن معلق!</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>نو آوری برای شکوفایی مملکت یعنی &lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/view.php?id=41334&quot; target=_blank&gt;اخراج مجردها و ابقای متاهل‌ها&lt;/A&gt;. کاش این استانداران نمونه و خلاق با اخلاق از همان سی سال پیش پیدایشان شده بود حالا از همه کشورهای دنیا جلو زده بودیم و همه محتاج ما بودند و در صف واردات حوزه‌های مقدسه علمیه باید چرت میزدند تا کی نوبتشان شود! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر از روز اول انقلاب مجردها را اخراج کرده بودند ، الان کشورمان، یکدست، گلستان بود، درست مثل حوزه‌های علمیه! ( گر چه در حوزه‌های شریفه علمیه برای ثواب بیشتر از هر دو دست استقاده می‌شود!). اگر این مجردهای از خدا بیخبر نبودند، نه تورم داشتیم نه بیکاری، نه توهم داشتیم و نه بیماری! سایر ناهنجاریهای اجتماعی هم خودبخود می‌رفت پی کارش. در دنیا هم آبرویی داشتیم، این هوا!(در جریان تصور کردن وسعت &quot;این هوا&quot;،فقط از حرکت دست استفاده شودو نه هیچ عضو دیگری ضمنا مواظب بغل دستی‌هایتان هم باشید، لطفا!)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; همه این فلاکت‌ها و بدبختی ها زیر سر همین مدیران مجرد و خانم‌های بی‌حجاب است.مثلا همین سردار زارعی چون متاهل بود، در راه استقرار خردمندانه حجاب اسلامی بر روی شش خواهر بی‌حجاب، جهت جلوگیری از افزایش تورم و زدن مشت محکم به دهان استکبار جهانی و ایادی داخلی اش به طرز ماهرانه‌ای‌ موفقیتهای لازم را کسب کرد.اگر ایشان مجرد بود صددرصد تا کنون خدای ناکرده به دام شیطان افتاده، خود را آلوده هوسهای دنیوی می‌کرد، که بحمداله از این مهم جلوگیری بعمل آمد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 07:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آوازهایی که خاموش شدنی نیستند</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در پیِ تصمیم شیخ آرایشگاه، حضرت مهدی کروبی، مبنی بر پاک کردن آرشیو روزنامه اعتماد ملی از کلیه نوشته‌های خانم مسیح علی‌نژاد، ما نیز به تبعیت! از این شیخ خوش‌تراش! در خاموش کردن همه آوازهای دلنشین، مقاله &quot;آواز دلفین‌ها&quot;ی این روزنامه‌نگار را عینآ در پی می‌آوریم. شما هم اگر خواستید یک نسخه آنرا در وبلاگتان بگذارید تا والیان ولایت‌مدار بدانند که نگارش واقعیات اجتماع توسط فرزندان فرهیخته این مرزوبوم توهین قلمداد نمی‌شود، بلکه بزرگترین توهین به ملت ایران، فرمانروایی ظالمانه تازیان بر آنان است. بیداری از جنس نور است، خاموش‌شدنی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;U&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آواز دلفين‌ها ‌- مسيح علي‌نژاد:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;زمان زيادي از رو‌زهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست‌هاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفين‌ها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دست‌هاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفين‌ها دوباره در برابر چشمانم زنده ‌شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفين‌هاي جزيره. پس از تحمل ساعت‌ها گرسنگي و بي‌غذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون مي‌آيد، دلفين‌ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال مي‌جنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع مي‌شوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك مي‌دهند. با اشاره‌اي ديگر از سوي صاحب لقمه‌هاي از پيش مهيا شده، ناباورانه مي‌بينيم كه از گلوي اين بي‌زبان‌هاي زيبا، صدا‌هايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش مي‌رسد. مرد جوان مغرور از همراهي دلفين‌ها آواز غريب دلفين‌ها را رهبري مي‌كند، دلفين‌ها بلندتر مي‌خوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل مي‌بازد و آسمان جزيره پر مي‌شود از شور و شعف كساني كه هم‌پا و همراه شدن دلفين‌ها با مرد جوان را به بزم نشسته‌اند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيبايي‌هاي بي‌نظيرش، سمفوني گرسنگي و گردن‌كجي و گدايي و گريه دلفين‌ها بود براي لقمه‌اي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;اين روزها كه ساكنان قواي اجرايي و تقنيني ابايي از اعتراف به كمرشكن شدن گراني و تورم در معيشت مردم ندارند و رئيس دولت تورم را &lt;طعم تلخ&gt; تعبير مي‌كند و وزير بازرگاني هم در پاسخ به اعتراضات نمايندگان در صحن علني مجلس، گراني را &lt;غيرقابل كنترل&gt; مي‌خواند شايد همدلا‌نه‌تر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفين‌ها را به حكايت غريب‌تر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيس‌جمهورشان در سفرهاي استاني حلقه مي‌زنند تعميم داد و از پيشداوري‌ها و متهم شدن به جنگ رواني‌و سياه‌نمايي‌ها نهراسيد. دست‌هايي كه در آسمان استان‌ها مي‌چرخد تا موج نامه‌ها و شكوه‌هاي ملتي را پارو كند تداعي‌گر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفر‌هاي استاني حلقه مي‌زنند تداعي‌گر كدامين نياز و احتياج هستند؟ ‌ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مردمي كه پس از اخراج كامل اصلا‌ح‌طلبان از گردونه تصميم‌گيري كشور به جاي شعار اصلا‌حات سياسي، سينه سپركردن مرداني را ديدند كه تحول معيشتي و توزيع عدالت در زندگي روزمره را وعده داده بودند، اينك خود را به رئيس‌جمهور مي‌رسانند تا متناسب با همان وعده‌ها، نامه مكتوب كنند و بعيد است كسي به منظور نگراني‌اش از موانع ايجاد شده براي دستيابي ايران به فناوري هسته‌اي يا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ايران در ماجراي دستگيري و احضار زنان و دانشجويان يا ناديده‌انگاشتن مباني گفت‌وگوي تمدن‌ها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدني يا تقويت ادبيات ديپلماتيك در مراودات بين‌المللي به احمدي‌نژاد نامه بنويسد. آنان كه فريادشان از تورم و گراني‌هايي كه تا ديروز در دولت و مجلس انكار مي‌شد و به تازگي اصرار مي‌شود تا قصورشان را به گردن ديگري بيندازند، قطعا صف‌نشين و صدرنشين نامه‌نويسان به رئيس دولت هستند. جمعيت ديگر كساني هستند كه پشت درهاي بسته نظام نامنظم اداري جامانده‌اند و از آن جايي كه خلق و خوي آقاي رئيس در پيش بردن و مسكن‌هاي آني گذاشتن بر دردهاي عميق را مي‌دانند، شكوه‌نامه به محضر رئيس آورده‌اند. نمي‌توان كساني كه به دنبال بخشش بهره‌هاي بانكي يا دريافت وام‌ها و كمك‌خرج عروسي و تحصيل و اشتغال هستند را در صف نامه‌نگاران نديد. صداي فرياد توليدكنندگان و سرمايه‌گذاران ورشكسته، كارگران بيكار مانده، حقوق‌بگيران و بازنشستگان بي‌حقوق مانده هم از ميان جمعيت بلند است. از گلوي اقشار مختلف جامعه صداهايي هماهنگ اما ناهمگون بيرون مي‌آيد و چشم‌هايي خيره به آقاي رئيس است تا لقمه‌اي فراخور گرسنگي‌‌شان از آستين بيرون آيد تا هم او كه پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او كه پاسخ داده به لذت اين خرسندي ببالد و هم تماشاگران به وجد آيند و براي وجهه مردمي آقاي رئيس دستي به نشانه شعف بالا‌ ببرند و هورا بكشند. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;در اين رهگذر نيز چه بسا فضايي حاصل مي‌شود كه در بزنگاه‌هاي انتخاباتي وعده‌هاي چرب‌تري مانند پرداخت مستقيم يارانه‌ها به مردم، جمعيتي را بيشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زيربنايي كشور به وجد مي‌آورد.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;و اما اينك در شرايطي كه ناشران، نويسندگان، صاحبان انديشه متفاوت با جريان حاكم، دانشجويان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبش‌هاي اجتماعي، رانده‌شدگان از عرصه سياسي و حزبي، منتقدان خودي و غيرخودي اعم از اصلا‌ح‌طلبان ردصلا‌حيت‌شده، وزراي بركنارشده، مديران مستعفي، همراهان حذف‌شده دولت و در نهايت جمعيت مايوس و خاموشي كه صدايي از آنان در آخرين انتخابات كشور به گوش نرسيده است، هيچ سهمي در نامه‌نگاري به رئيس‌جمهور ندارند، به راحتي مي‌توان كنكاش كرد كه جمعيت حلقه‌زده به گرد رئيس‌جمهور چه كساني هستند، چه آواز تلخي را براي رئيس دولت مي‌خوانند و چه مي‌خواهند و سپس بايد متناسب با خواسته‌هاي آنان ثبات و پايداري در مديريت را پيشه كرد تا مبادا به تعبير مقام رهبري &lt;عدالت بدون پيشرفت تنها منجر به برابري در فقر شود.&gt; در غير اين صورت است كه خالق سفرهاي استاني و خالق نامه‌نگاري‌هاي مردمي در دولت جاري تبديل مي‌شود به خالق كنسرت‌هاي غم‌انگيزي كه در آن، جمعيتي گرسنگي‌شان را آواز بخوانند و جمعيتي ديگر سرمست و دلخوش به اين همراهي‌هاي از سر نياز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمي، غافل از آنكه اين سمفوني گرسنگي و گردن‌كجي و گريه است كه به رقص و آوازي تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهايي اشك‌هاي خود آقاي رئيس را هم جاري مي‌كند چرا كه راز دلفين‌هاي گرسنه را تنها كسي مي‌داند كه خود مسبب به‌وجود آمدن نياز و احتياج آنها است.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 14:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما و صدای آمریکا!</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>تلویزیون صدای آمریکا (VOA)&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 264px; HEIGHT: 166px&quot; alt=&quot;صدای غیرملکوتی آمریکا!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i28.tinypic.com/slji8x.jpg&quot; align=left border=0&gt; در برنامه &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=A7ZblvVDv4Y&quot; target=_blank&gt;شباهنگ&lt;/A&gt;  جمعه ششم اردیببهشت ۱۳۸۷برابر با ۲۵ آوریل ۲۰۰۸ ، وبلاگ ما را در اولین بخش معرفی وبلاگها، چنان نشانش داد و معرفی کرد که  خودِ ما هم حظ وافر بردیم و یک بار دیگر به خواندن مطالبش تشویق شدیم. از دوست عزیز و گرامی جناب &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رضا صابر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; و سایر دست‌اندرکاران برنامه شباهنگ که وبلاگ ما را شایسته معرفی در برنامه وزین‌‌شان دانستند و دوستان زیادی را به جمع دوستان قبلی‌مان افزودند ،صمیمانه سپاسگذارم. باشد که این سپاس، هم ذخیره‌ای برای سفر به جهان اوّل‌مان باشد و هم جهان آخِرمان! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جمیع صداهای ملکوتی که تاکنون شنیده‌ایم از جمله صداهایی که از بیوت ولایت و ریاست و زعامت و سماجت و ما فیها بلند می‌شود، آنقدر عنصر ملکوتی‌اش غلیظ است که دو دستت را ناخودآگاه بلند می‌کند و به نشانه ثواب بر سرت می‌کوبد، دو دوستی را که در این وانفسای بی‌کسی، پیدا کرده‌ای هم فراری می‌دهد، سایر صداها و آوازها،  ازجمله &quot;&lt;A href=&quot;http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?id=58396&quot; target=_blank&gt;آواز دلفین‌ها&lt;/A&gt;&quot; را هم، در نطفه خفه می‌کند و خیری از آن برنمی‌آید. حال می‌ماند صداهای غیر ملکوتی، که اگر صدایت کنند، دوستان بیشتری به گِردت جمع می‌شوند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;ممکن است فکر کنید ما به هم نان قرض می‏دهیم، خوب بدهیم به قول هادی خرسندی بهتر از آن نیست که نان هم را آجر کنیم؟&quot; target=_blank&gt;این جمله&lt;/A&gt; رابرای روز مبادا، عینآ از وبلاگ &lt;A href=&quot;http://balouch.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;عبدالقادر بلوچ&lt;/A&gt; کپی کرده‌ام: &quot;ممکن است فکر کنید ما به هم نان قرض می‏دهیم، خوب بدهیم به قول هادی خرسندی بهتر از آن نیست که نان هم را آجر کنیم؟&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Apr 2008 14:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقتصاد کشور به تقوای الهی سپرده شد!</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>بالاخره صندلی آقای دانش جعفری وزیر استعفا داده شده! امور اقتصادي و دارايي، به حسین صمصامی، خواهرزاده پرویز داوودی، معاون اول آقا محمود خان رسید.ایشان در اولین نطق ریاستشان گفتند: &quot;اگر مبناي کار ترس از خدا و تقواي الهي باشد، خداوند راه ميان‌بر را به ما نشان مي‌دهد&quot;. آگاهان می‌گویند یک روز صیح بهاری که آقای صمصامی از خواب بیدار شد به دایی پرویزش زنگ زد و پس از رد و بدل شدن جملانی شبیه &quot;مگه ما چی از کی کم داریم؟ یه کاری بکن، آخه به تو هم میگن دایی؟! به مامانم میگم‌ و...&quot; ،ناگهان از خدا ترسید. شواهد و قراین حاکی‌است که همین ماجرای &quot;ترس از خدا&quot;، راه میان‌بر را  به ایشان نشان داده و وی را از خانه به وزارت امور اقتصادي و دارايي رسانده است! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدیهی است وقتی رییس‌جمهور مملکت مستقیمآ از جانب امام زمان تایید می‌شود، باید خدا به داد وزارت امور اقتصادی و دارایی‌اش هم برسد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 08:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرداران سرزمین ما</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>دو خانه فساد  در قزوین &lt;A href=&quot;http://www.sayenews.com/pages/?cid=958&quot; target=_blank&gt;متلاشی شد.&lt;/A&gt;  خبر تکراری است. اما نمی‌دانم چرا با شنیدن این خبر و به ازاء هر خانه فساد (هر چند در قزوین باشد!) منتظریم تا سرداری استعفا دهد و به جمع سرداران بارندگی بپیوندد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 18:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گرانی و امنیت</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&quot;نوشابه بدون ساندویچ داده نمی‌شود&quot;. این جمله‌ای بود که در فصل تابستان، پشت شیشه ساندویچ فروشی‌ها به چشم می‌خورد. حالا هم حکایت همین است با این تفاوت که ساندویچ‌فروشها شده‌اند رئیس و وزیر ،نوشابه هم جایش را به امنیت داده که مردم همچنان در چهار فصل تشنه آن هستند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; گر چه کارشناسان هنوز در عادل بودن حداد،شک دارند و معتقدند که اجتماع نقیضین محال است، اما آقای موسوم به حداد عادل که برای پدر زنی پسر ولایت و همزمان، ریاست مجلس آفریده شده است، و قبلا هم بوفه‌ای در وزارت آموزش و پرورش داشت، گفت: &quot;اگر گرانی هست در عوض امنیت داریم&quot;. یعنی &quot;امنیت&quot; بدون &quot;گرانی&quot; داده نمی‌شود. هنوز عملیات قورت دادن آب‌دهانشان، در اثر خلقت این اثر شگفت‌انگیز تمام نشده بود که عده‌ای از خدا بیخبر و از امام باخبر، اتومبیل حاوی یک عدد حجت الاسلام حسين طاهري امام جمعه شهر فهرج از توابع شهرستان بم را در یکی از خیابانهای اصلی شهر، متوقف و وی را ربودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آگاهان که از این واقعه حیران مانده بودند گفتند:&quot;گر چه شخص ربوده شده امام بوده، ولی امام روز تعطیل  که امامیتش هم مثل روزش تعطیله&quot; لذا در تایید فرمایشات حداد موسوم به عادل اظهار داشتند که صد البته منظور ایشان در استفاده از فعل سوم شخص جمع در رثای امنیت، تنها بیت معزز ولایت و متعلقات است.و اظهر من‌الشمس والقمر است که تربچه را به مرکّبات چه مربوط است یعنی کجای این ۱۴۰۰ سال العاذ‌باله دیده و یا شنیده شده که مردم با ولایت در یک فعل بگنجند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه شخص ربوده شده از منصوبات ولایت است نشان از درجه بالای  امنیت برای سایر اقشار اجتماع دارد! خداوند در کمال امنیت به حداد عادل صبیّه‌های مکرر عطا فرماید! این صبیّه‌ها هیچ ارتباطی به مناصب حدّاد ندارد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 16:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای یک لقمه نان!</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;قرار است آقای محمد رضا رحيمي رئيس ديوان محاسبات كشور هفته آينده به عنوان سرپرست وزارت كشور از سوي آقا محمود  نَوکُن! معرفي شود.گوشه‌ای از کمالات ایشان که نمونه‌ای از خروار در مدیران انقلابی است به نقل از سایت &quot;الف&quot; در پی می‌آید: &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;در حضور آقای هاشمی رفسنجانی در سفر استانی:&lt;BR&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;خدمات دولت قابل شمارش نیست، اما به بخشی از آن اشاره می کنیم.&lt;BR&gt;دولت عنایت و توجه فراوان به مردم این استان دارد .&lt;BR&gt;آنچه در این استان اتفاق افتاده بی‏نظیر است.&lt;BR&gt;دولت دست از سازندگی در این استان بر نداشت بلکه شبانه روز با جدیت این کار را دنبال می کرد. &lt;BR&gt;هنگامی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور به استان کردستان سفر کردند 1000 میلیارد ریال برای سرمایه گذاری استان کمک کردند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;BR&gt;مجله تبیان، 1375&lt;BR&gt;--------------------&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در حضور آقا محمود خان رئیس السلطنه:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند.&lt;BR&gt;در سال گذشته همايش اين ديوان برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;ایسنا، 1385&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;----------------------------------------&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;شایان ذکر است که حضرت ایشان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴  در ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی  فعالیت داشته است.و این گوشه‌ای از کمالات ایشان بود که صد البته جزء لاینفک ابزار مدیریت در ایران است. و اما بعد:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به نظر شما یک لقمه نان چقدر می‌ارزد؟! خمیر را باید برای خوردن، نان کنیم یا خود را برای یک لقمه نان، خمیر؟! کجایی شرافت ؟!&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 13:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادروز شیخ اجل سعدی شیرازی</title>
<link>http://sharhnameh.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 540px; HEIGHT: 294px&quot; height=385 alt=&quot;مردی که هرگز نمی میرد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i3.tinypic.com/vze8v7.jpg&quot; width=640 align=textTop border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;FONT size=+0&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; امروز اول اردیبهشت ماه یادروز بزرگ مردی از تبار اندیشه و فرهنگ است. مردی که از جمله افتخارات جاوید ادبیات فارسی است. سعدی همیشه زنده است .او هرگز نخواهد مرد. سعدی خود شرح نامه عشق است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چنانکه سرود:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی&lt;BR&gt;عجب است اگر نـــــگردد که بـــــــگردد آسیابی&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; و هنوز هم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید&lt;BR&gt; هزار ســــال پس از مرگ او گرش بوئی&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000033 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; واین غزل زیبایش را در یادروزش به همه شما تقدیم می‌کنم: &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000099 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست&lt;BR&gt;بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم&lt;BR&gt;ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد&lt;BR&gt;ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند&lt;BR&gt;بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست&lt;BR&gt;روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر کسی بی خویشتن جولان عشقی می‌کند&lt;BR&gt;تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را&lt;BR&gt;این عقوبت بس که بیند دوست همزانوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود&lt;BR&gt;هر کس از سویی به دررفتند و عاشق سوی دوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند&lt;BR&gt;بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Apr 2008 13:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sharhnameh&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>sharhnameh</dc:creator>
<guid>http://sharhnameh.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
