چه بوی علفی می آمد! |
در برنامه شباهنگ جمعه ششم اردیببهشت ۱۳۸۷برابر با ۲۵ آوریل ۲۰۰۸ ، وبلاگ ما را در اولین بخش معرفی وبلاگها، چنان نشانش داد و معرفی کرد که خودِ ما هم حظ وافر بردیم و یک بار دیگر به خواندن مطالبش تشویق شدیم. از دوست عزیز و گرامی جناب رضا صابر و سایر دستاندرکاران برنامه شباهنگ که وبلاگ ما را شایسته معرفی در برنامه وزینشان دانستند و دوستان زیادی را به جمع دوستان قبلیمان افزودند ،صمیمانه سپاسگذارم. باشد که این سپاس، هم ذخیرهای برای سفر به جهان اوّلمان باشد و هم جهان آخِرمان!
جمیع صداهای ملکوتی که تاکنون شنیدهایم از جمله صداهایی که از بیوت ولایت و ریاست و زعامت و سماجت و ما فیها بلند میشود، آنقدر عنصر ملکوتیاش غلیظ است که دو دستت را ناخودآگاه بلند میکند و به نشانه ثواب بر سرت میکوبد، دو دوستی را که در این وانفسای بیکسی، پیدا کردهای هم فراری میدهد، سایر صداها و آوازها، ازجمله "آواز دلفینها" را هم، در نطفه خفه میکند و خیری از آن برنمیآید. حال میماند صداهای غیر ملکوتی، که اگر صدایت کنند، دوستان بیشتری به گِردت جمع میشوند!
این جمله رابرای روز مبادا، عینآ از وبلاگ عبدالقادر بلوچ کپی کردهام: "ممکن است فکر کنید ما به هم نان قرض میدهیم، خوب بدهیم به قول هادی خرسندی بهتر از آن نیست که نان هم را آجر کنیم؟"
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|