تبليغاتX
در گلستانه
 
چه بوی علفی می آمد!
 
تلویزیون صدای آمریکا (VOA)صدای غیرملکوتی آمریکا! در برنامه شباهنگ  جمعه ششم اردیببهشت ۱۳۸۷برابر با ۲۵ آوریل ۲۰۰۸ ، وبلاگ ما را در اولین بخش معرفی وبلاگها، چنان نشانش داد و معرفی کرد که  خودِ ما هم حظ وافر بردیم و یک بار دیگر به خواندن مطالبش تشویق شدیم. از دوست عزیز و گرامی جناب رضا صابر و سایر دست‌اندرکاران برنامه شباهنگ که وبلاگ ما را شایسته معرفی در برنامه وزین‌‌شان دانستند و دوستان زیادی را به جمع دوستان قبلی‌مان افزودند ،صمیمانه سپاسگذارم. باشد که این سپاس، هم ذخیره‌ای برای سفر به جهان اوّل‌مان باشد و هم جهان آخِرمان!

جمیع صداهای ملکوتی که تاکنون شنیده‌ایم از جمله صداهایی که از بیوت ولایت و ریاست و زعامت و سماجت و ما فیها بلند می‌شود، آنقدر عنصر ملکوتی‌اش غلیظ است که دو دستت را ناخودآگاه بلند می‌کند و به نشانه ثواب بر سرت می‌کوبد، دو دوستی را که در این وانفسای بی‌کسی، پیدا کرده‌ای هم فراری می‌دهد، سایر صداها و آوازها،  ازجمله "آواز دلفین‌ها" را هم، در نطفه خفه می‌کند و خیری از آن برنمی‌آید. حال می‌ماند صداهای غیر ملکوتی، که اگر صدایت کنند، دوستان بیشتری به گِردت جمع می‌شوند!

این جمله رابرای روز مبادا، عینآ از وبلاگ عبدالقادر بلوچ کپی کرده‌ام: "ممکن است فکر کنید ما به هم نان قرض می‏دهیم، خوب بدهیم به قول هادی خرسندی بهتر از آن نیست که نان هم را آجر کنیم؟"

  نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 18:2  توسط رهگذر  | 
بالاخره صندلی آقای دانش جعفری وزیر استعفا داده شده! امور اقتصادي و دارايي، به حسین صمصامی، خواهرزاده پرویز داوودی، معاون اول آقا محمود خان رسید.ایشان در اولین نطق ریاستشان گفتند: "اگر مبناي کار ترس از خدا و تقواي الهي باشد، خداوند راه ميان‌بر را به ما نشان مي‌دهد". آگاهان می‌گویند یک روز صیح بهاری که آقای صمصامی از خواب بیدار شد به دایی پرویزش زنگ زد و پس از رد و بدل شدن جملانی شبیه "مگه ما چی از کی کم داریم؟ یه کاری بکن، آخه به تو هم میگن دایی؟! به مامانم میگم‌ و..." ،ناگهان از خدا ترسید. شواهد و قراین حاکی‌است که همین ماجرای "ترس از خدا"، راه میان‌بر را  به ایشان نشان داده و وی را از خانه به وزارت امور اقتصادي و دارايي رسانده است!

بدیهی است وقتی رییس‌جمهور مملکت مستقیمآ از جانب امام زمان تایید می‌شود، باید خدا به داد وزارت امور اقتصادی و دارایی‌اش هم برسد!

  نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 12:4  توسط رهگذر  | 
دو خانه فساد  در قزوین متلاشی شد.  خبر تکراری است. اما نمی‌دانم چرا با شنیدن این خبر و به ازاء هر خانه فساد (هر چند در قزوین باشد!) منتظریم تا سرداری استعفا دهد و به جمع سرداران بارندگی بپیوندد!

 

  نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 22:30  توسط رهگذر  | 
"نوشابه بدون ساندویچ داده نمی‌شود". این جمله‌ای بود که در فصل تابستان، پشت شیشه ساندویچ فروشی‌ها به چشم می‌خورد. حالا هم حکایت همین است با این تفاوت که ساندویچ‌فروشها شده‌اند رئیس و وزیر ،نوشابه هم جایش را به امنیت داده که مردم همچنان در چهار فصل تشنه آن هستند.

 گر چه کارشناسان هنوز در عادل بودن حداد،شک دارند و معتقدند که اجتماع نقیضین محال است، اما آقای موسوم به حداد عادل که برای پدر زنی پسر ولایت و همزمان، ریاست مجلس آفریده شده است، و قبلا هم بوفه‌ای در وزارت آموزش و پرورش داشت، گفت: "اگر گرانی هست در عوض امنیت داریم". یعنی "امنیت" بدون "گرانی" داده نمی‌شود. هنوز عملیات قورت دادن آب‌دهانشان، در اثر خلقت این اثر شگفت‌انگیز تمام نشده بود که عده‌ای از خدا بیخبر و از امام باخبر، اتومبیل حاوی یک عدد حجت الاسلام حسين طاهري امام جمعه شهر فهرج از توابع شهرستان بم را در یکی از خیابانهای اصلی شهر، متوقف و وی را ربودند.

آگاهان که از این واقعه حیران مانده بودند گفتند:"گر چه شخص ربوده شده امام بوده، ولی امام روز تعطیل  که امامیتش هم مثل روزش تعطیله" لذا در تایید فرمایشات حداد موسوم به عادل اظهار داشتند که صد البته منظور ایشان در استفاده از فعل سوم شخص جمع در رثای امنیت، تنها بیت معزز ولایت و متعلقات است.و اظهر من‌الشمس والقمر است که تربچه را به مرکّبات چه مربوط است یعنی کجای این ۱۴۰۰ سال العاذ‌باله دیده و یا شنیده شده که مردم با ولایت در یک فعل بگنجند؟!

اینکه شخص ربوده شده از منصوبات ولایت است نشان از درجه بالای  امنیت برای سایر اقشار اجتماع دارد! خداوند در کمال امنیت به حداد عادل صبیّه‌های مکرر عطا فرماید! این صبیّه‌ها هیچ ارتباطی به مناصب حدّاد ندارد!

  نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 19:31  توسط رهگذر  | 
قرار است آقای محمد رضا رحيمي رئيس ديوان محاسبات كشور هفته آينده به عنوان سرپرست وزارت كشور از سوي آقا محمود  نَوکُن! معرفي شود.گوشه‌ای از کمالات ایشان که نمونه‌ای از خروار در مدیران انقلابی است به نقل از سایت "الف" در پی می‌آید: 
 
در حضور آقای هاشمی رفسنجانی در سفر استانی:
خدمات دولت قابل شمارش نیست، اما به بخشی از آن اشاره می کنیم.
دولت عنایت و توجه فراوان به مردم این استان دارد .
آنچه در این استان اتفاق افتاده بی‏نظیر است.
دولت دست از سازندگی در این استان بر نداشت بلکه شبانه روز با جدیت این کار را دنبال می کرد.
هنگامی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور به استان کردستان سفر کردند 1000 میلیارد ریال برای سرمایه گذاری استان کمک کردند.

مجله تبیان، 1375
--------------------
در حضور آقا محمود خان رئیس السلطنه:
در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند.
در سال گذشته همايش اين ديوان برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند.
ایسنا، 1385
 
----------------------------------------
شایان ذکر است که حضرت ایشان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴  در ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی  فعالیت داشته است.و این گوشه‌ای از کمالات ایشان بود که صد البته جزء لاینفک ابزار مدیریت در ایران است. و اما بعد:
به نظر شما یک لقمه نان چقدر می‌ارزد؟! خمیر را باید برای خوردن، نان کنیم یا خود را برای یک لقمه نان، خمیر؟! کجایی شرافت ؟!
  نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 16:40  توسط رهگذر  | 

مردی که هرگز نمی میرد

 امروز اول اردیبهشت ماه یادروز بزرگ مردی از تبار اندیشه و فرهنگ است. مردی که از جمله افتخارات جاوید ادبیات فارسی است. سعدی همیشه زنده است .او هرگز نخواهد مرد. سعدی خود شرح نامه عشق است.

چنانکه سرود:

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نـــــگردد که بـــــــگردد آسیابی

 و هنوز هم:

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید
 هزار ســــال پس از مرگ او گرش بوئی

 واین غزل زیبایش را در یادروزش به همه شما تقدیم می‌کنم:

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست

دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست

گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد
ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند
بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

هر کسی بی خویشتن جولان عشقی می‌کند
تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست

دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را
این عقوبت بس که بیند دوست همزانوی دوست

هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود
هر کس از سویی به دررفتند و عاشق سوی دوست

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست

  نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 16:41  توسط رهگذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM