تبليغاتX
در گلستانه
 
چه بوی علفی می آمد!
 

سال نو فرخنده باد!

سال ۱۳۸۶ هم، همچنان که به آقا محمود خان و سخنگوی الهام‌گونه‌اش مبتلا بود، به پایان رسید.گر چه عالمی منتظر بود تا سال ۸۶ پشت اقامحمود خان را مثل پوزه‌اش به خاک بمالد ،امّا احتمالآ این مهم به سال جدید موکول شده است.

گر چه در نشیب و فرازهای سال ۸۶ دایره فاطی خانم رجبی بازتر و پربارتر شده بود، اما انتظار می‌رود که با امحای معجزه هزاره، پیامبر راستین، آقا محمود خان از سوراخ قدرت، دایره ایشان نیز تنگ‌تر گردد و به همان وسایل و ابزار و آلات آشپزخانه بسنده کند.

سال ۱۳۸۶ در حالی به پایان میرسد که در آغازش مردی را به جرم همبستری با همسر خود، ظالمانه سنگسار کردند و در پایانش ، همسر وی را به همان جرم آزاد می‌کنند تا سردار آفتابه بتواند همزمان با شش زن عریان به نماز بایستد( تقبل‌الله و کُپی‌لله امثالهم)

دکتر زهرا بنی یعقوب را شبانه و در حالیکه سرخوش ازمعروف و مست از منکرند، به خواب ابدی می‌فرستند تا دمی از آن به خواب حیوانی فرو روند.

و در پایان دُم اصلاحاتیون را به دندان می‌گزند و می‌چینند تا اصولداران بی اصل چنان بر صندلی‌های سبز  بنشینند که جز به خون سرخ رضایت ندهند.

و در حالیکه سال ۸۶ را بخاطر ابتلا به این ویروس خانمانسوز دلداری میدهم ، خود نیز دقیقه‌ای براین مصیبت‌ها سکوت میکنم و از آرامش حاصله سال نو را به همه شما عزیزانم شادباش می‌گویم.

سبز و بهاری باشید.

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 21:43  توسط رهگذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM