چه بوی علفی می آمد! |
من هم برای تأیید و تأکید، با این شعر کوتاه به استقبال میروم:
آن تفاهم که بدان محتاجیم
کرده با شعر از آن، مانی یاد
سرخی چهره ما خون دل است
دست بر نقطه حساس نهاد
صحبت از یکدلی و یکرنگی است
نیک و شایسته بفرمود، استاد
ای خدا جمله تو خورسند نما
دل خورسندی ما هم کن شاد.
بالأخره، تندیس خر طلایی که آقا محمود خان برای اعطا به منتقدین عزیز دولت کریمه در سر داشت، به دستان حسین جان کیهاننشین و انبار لویی رسالتشناس سپرد. از آنجا که مخالفین دولت آقا محمود خان مغزشان به اندازه بزغاله هم کار نمیکند، لذا مغزی به اندازه خر میطلبد تا در جهت اصلاح دولت کریمه دست به نقد گشود. بر همین اساس آقا محمود خان تندیس خر طلایی را شایسته منتقدین محبوبش دانست و به آنها اعطا کرد و ایشان هم در کمال مسّرت پذیرفتند. اما بنظر میرسد در این میان حق سرکار فاطی خانم رجبی بزرگ منتقد دولت کریمه ضایع و یا توسط افراد معلومالحال، خورده شده باشد. انتظار میرود غلامِ حسین که الهام هم هست، بزودی در پی جبران برآمده، دل فاطمه خانم را شاد و لبش را خندان نماید.مبادا که از این پس واکس کفشها به تعویق افتد و یا خدای ناکرده عدل مطلق، طاهر پای اینترنت نشسته و نجس بلند شوند! والله اعلم.
البته عدهای ناخوشاحوال، حسود، کمجنبه و تنگنظر، اعطای جایزه مذکور را به منتقدین ناروا دانسته و منتقدین را در کمال خامی، حامی دولت پنداشته و بدان معترض شدند، که در پاسخ از جانب دریافت کنندگان تندیس طلایی، چنین شنیدند:
این خر نه خر است او مرا تندیس است
بر کله حاکمان ما چون گیس است
محمود که ملتی سوار آمده است
عمریست که بر خریّت او را فیس است!!!
بی سبب نیست که زیر نویس سخنگوی کم پست و مقام هیئت همراه (موسوم به دولت)، سرکار فاطمه خانم رجبی(معروف به شمسی پهلوون)،آقا محمود خان را معجزه هزاره سوم نامیدهاند. هرچه بیشتر شآن خانیّت آقا محمود را میشکافیم، بیشتر به معجزه بودن ایشان پی میبریم. شاید در این هزاره کمتر جانوری به ظاهر شبیه انسان پیدا شود، که اگر تهاش را با هر وسیلهای! و به هر ضرب و زوری! مسدود کنی، از دهانش همان بیرون آید که از تهاش میآید. پس بی دلیل معجزهاش نخواندهاند!
حالا که این معجزه هزاره حضرت آیهاله آقا محمود خان هم مخالفان خودش و هم مخالفان "موعود گرایی" و "مهدویت" را بزغاله و بلکه از آن کمتر نامیده، سیل اعتراضات از چپ و راست مثل همان توپ قلقلی معروف و معهود و موعود، به هوا خاسته است. البته در بین اعتراضات، حکایت خود کشی بزغالهای در یزد که به اعتراض، خود را حلق آویز کرده، جای بسی تأمل دارد.
در جواب به عمل ناشایست خودکشی بزغاله مرحومه باید گفت که تمامی حیوانات موجود در کله آقا محمود خان( از جمله گاوان و خران بار بردار) به نحوی از انحاء در دولت کریمه مشغول خدمت رسانی به خلقاله اند و هر کدام در پستی مشغول و سرگرم، لذا تنها طایفهای از حیوانات که کمتر مسئولیت دارند و آزادتر جولان میدهند همین بزغالهگانند که فیالفور بر زبان آقا محمود خان جاری شده و بالأخره در دولت کریمه مورد استفاده قرار گرفتند. که این هم جای شکر دارد نه اعتراض. معترضین محترم هم به جای اعتراض، بهتر است چندین بارسجده شکر را بجای آورند که این روزها مُد شده.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|