تبليغاتX
در گلستانه
 
چه بوی علفی می آمد!
 
اینبار هم جناب بوش بی سرو صدا تا عراق آمد. وزیر خارجه و گروهی دیگر هم همراهش بودند.وقتی هواپیمایشان بر زمین نشست، جناب بوش از صندلی برخاست و لاجرم از هواپیما پیاده شد. همراهان هم همینطور.وقتی قدم بر زمین گذاشت، چیزهایی فرمود که فقط خانم رایس شنید. ایشان هم پاسخی گفت که فقط جناب بوش شنید.این گفتگوی کوتاه و مختصر در پی آمده است.بخوانید و کاری نداشته باشید که ما از کجا شنیده ایم.لابد یا کاندولیزاییم یا بوش یا خدا میداند!

بوش آمــد دوباره سوی عراق    گفت ایــران کـدام سو باشد؟

من بشر را حقوق خواهم داد     سکه یا اسکناس، گـو باشد

دربدر گشتــه مــردم آنجـــــا     پـــــی پتــرول کـو به کـو باشــد

 شحنه و شیخ هردو میدزدند    هـر که اندیشـه غیـر او باشـد

 صیـد گردد به دام هـر آخـونـد    آفتــابی کــه مــاهـــرو باشــد

کرده امداد غیبی اش مامـور     دلقکی ،نامش احمدو باشد*

بوی جوراب هر رئیس و وزیر       آمـــده تا مـــرا عـــدو باشــد

حقشان خورده اند بی تردید     می ستانم اگر که مو باشـد

کاندولیزا بگفت کـای ســرور      هر چه خواهی، همان، بگوباشد

خوب دانی که آقا محمودخان     تارو پود مُخَـش کـدو باشــد

سنگ ایران زنی تو بر سینه       غم من لیـک، غیـر او باشـد

من بـه کابینـه ی تو دلشــادم      گریه بر حـال من نکــو باشـد

آمـــدی اینــــهمـــه ز راه دراز     آبت ای یـار در سبــو باشـــد**

آنکه خواهد حقوق، من باشم   شب به رویم، فقط پتو باشــد

رحــم اینک به حـــال زارم کن    دق و آیینــــه روبــــرو باشــــد

اندکی گر دهـد اجــــازه "لورا"     خواهمش تا کمی هوو باشد

 پی نوشت: 

*اینجا آقای بوش برای همدردی بیشتر با ملت همیشه در صحنه،به لهجه شیرین لری، آقا محمود خان را خطاب قرار میدهد.
**همان که می‌گوییم آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 14:17  توسط رهگذر  | 
ظاهرآ این آمریکایی ها از انگلیسها هفت خط ترند.اینطور که معلوم است در سفر اخیر جناب سارکوزی به دیارشان، کوزه ایشان را شکسته، با لیوان به وی آب خورانده اند.حالا ورد روی آب را کدام حاج آقا خوانده، بماند، به ما مربوط نمی شود.این جناب سارکوزی که حالا از سر کوزه گذشته تا ته آنرا دو دستی چسبیده، جدیدآ برای آقا محمود خان سرزمین ما تیز کرده، شاخ و شانه می کشد.بیچاره در بیت نیمه شریف خودش، توان سر براه کردن زوجه مکرمه را ندارد، می خواهد فرسنگها راه اینورتر، آقا محمود خان سرزمین ما را که نه حساب سرش می شود و نه کتاب، سر براه کند.چوب لای چرخ هسته ای آقا محمود خان می گذارد (بقیه جاها را ما کاری نداریم، مگر فضولیم؟!). میخ به دست گرفته، سر راه برادرسولانا جان و اخوی البرادعی عزیز ایستاده تا ماشینشان را پنچر کند.غافل از اینکه ما میخمان را تیز و آماده کوبیدن در سرزمین کفر کرده ایم و به همین زودیها خواهیم کوبید!

در همین راستا آقا محمود خان گفت که سارکوزی سرد و گرم روزگار را نچشیده و افاضاتش برای مصرف داخلی خوب است و لذا از استعمال خارجی آن اکیدآ باید خودداری کرد. از آنجا که ایران کشوری چهار فصل و خوش اقلیم است و در پی دعوت آقا محمود خان از کلیه توریست ها برای بازدید از ایران، کارشناسان پیشنهاد کردند که آقای سارکوزی نیز برای چشیدن مناسبترین و خوشتراش ترین سرد و گرم های روزگار در کسوت توریست و ترجیحآ با دوربین عکاسی به ایران سفر کند. در ادامه همین پیشنهاد آمده است که ایشان برای چشیدن سرد روزگار، مدتی را در بند ۲۰۹ اوین به میهمانی لاله ها رفته و پیاله های خنک را پیاپی نوش کند.و اگر هوس چشیدن گرم روزگار کرد ،شبی را در یکی از حجره های حوزه علمیه تا صبح سپری نماید. پس از اتمام این دوره، ایشان سرد و گرم چشیده روزگار خواهد بود و پس از آن، سخنی به ناروا نگوید و یاوه سرایی نکند.هیچ هشته ای را بیخودی، هسته نخواند و بالعکس.امدادهای غیبی را درک کرده و تمامیت ارضی و سماوی آنرا به رسمیت شناسد. چشم بصیرتش بینا شده و هاله نور را به عینه ببیند.صله رحم و غیر رحم را سر وقت بجا آورده و با همه باجناقهایش در کمال مهرورزی و عدالت رفتار کند.دعای ورود و خروج به خلاء را از حفط بخواند و اعمالی که باید در خلاء انجام شود را براحتی و بدون نیاز به زور و ضرب، در هر جای دیگری غیر از آن، به انجام رساند. سادگی و صداقت را شعار خود کند و به هر چیز غیر از آن عمل نماید.به خدایی که در آن نزدیکی است ایمان آورد.معنی آزادی مطلق را بفهمد و بتواند با آفتابه آنرا اندازه بگیرد. از آن پس، هرگز دم از نقض حقوق بشر در ایران نخواهد زد. آزادی بیان را با تمام متعلقاتش و تا ته، لمس خواهد کرد، آزادی پس از بیان نیز به هکذا.با بسته هایی حاوی مواد مصوبه، به تمامی استانهای کشورش سفر کرده و برای رفع مشکلات و محرومیت هایشان دعا خواهد کرد. برای ایشان سفر پر باری را آرزو می کنیم! 

  نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 2:2  توسط رهگذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM