چه بوی علفی می آمد! |
هر چه می گفتیم این آقا محمود خان ، علاوه بر کابشن، شخصیت هم دارد به گوش این خلق اله شخصیت ندیده نمیرفت. تا اینکه چندی پیش، دو عدد وزیر( از آنهایی که هم ضربدری می زنند و هم جمع دری!) البته از کابینه داران دولت کریمه نهم، کوشیدند تا در کنف حمایت میثاقنامه، صندلی وزارتشان همچنان مستدام بماند. و در حین کوشش متوجه شدند که آقا محمود خان دارای شخصیتی است که همواره باید تمجید شود.
و برای پر رنگ تر شدن آن تلاشها و کوششهای خداجویانه و خدمت مدارانه، در جلسه ای علمی - فرهنگی با حضور برخی از اعضای هیات امنا دانشگاه های کشور، و اساتید برجسته، تلاشهای مذکور را به منصه ظهور گذاشتند و یکصدا گفتند: « آقای احمدی نژاد، مصداق بارز "بقیه الله خیر لکم" برای ملت ایران اند.» و اضافه کردند:« این را همه ما در دولت می دانیم، خیلی از نزدیکان ما هم می دانند. شما می توانید عنایاتی که خداوند پس از ریاست جمهوری آقای دکتر، به این کشور داشته است را ببینید.» وزرای ارجمند اما نگفتند آنهایی که نه در دولتند و نه از نزدیکان آنها، و محافظ و مزایای ویژه و... ندارند، چطور این خیرات و برکات الهی، که پس از به ریاست جمهوری رسیدن حضرتشان با شیب تندی سرازیر شده را لمس و درک کنند!
رییس دیوان عالی محاسبات کشور هم ، هنگامی که با ماشین حساب موبایلش داشت محاسبات کشور را انجام می داد گفت که در سفر اخیرش به سوریه مردمان آنجا از احمدی نژاد بعنوان «پیامبــر بعــــدی» نام می برند. با این وصف، کارشناسان گفتند که ایشان از این پس باید از ماشین حساب رومیزی استفاده کنند تا عید مبعث با تاسوعا و عاشورا برخورد نکند!
عجب ملت نمک نشناسی هستیم ما.می نشینیم و دولت کریمه را تضعیف میکنیم. هنوز خم نشده، از فشارهای وارده می نالیم.می ایستیم، می گوییم رئیس جمهورمان را از تخم مرغ شانسی کشیدند بیرون.کجای دنیا ،چنین رئیس جمهوری را سراغ دارید که علم و آگاهیش تا زیر پای مومنین برسد؟ همین جناب بوش، عقلش تا مچ دستش هم نمی رسد. اگر می رسید که ساعتش را روز روشن در آلبانی، نمی زدند. آقا محمود خان ما آنقدر علم و دانشش، عمق دارد که تا زیر پای مومنین رسیده، مومنات که جای خود دارد. مثلآ همین چهارشنبه در جمع مديران ستادهاي حوادث غيرمترقبه، از عمق فهمشان پرده برداری کردند و فرمودند:
"زمين نميتواند بر سر جايي كه همه افراد آن مومن هستند بلرزد و آن را خراب كند." ما که کماکان عوامیم و بیسواد، سر در نیاورده ایم. ولی شنیدیم، قصاب فهیم و پر اقتصاد محله، کمی سرش را در آورده، و پرسیده: اگر زمین بر سر جای حضرات نمی لرزد، لاجرم لرزشش را گذاشته برای ته جایشان.
آقا محمود خان جمله زیر را که ختم فرمودند، مشکل ما آغاز شد. ایشان فرمودند: "زلزله و سيل دو پديدهاي است كه در كشور ما زياد اتفاق ميافتد." هنوز هیچیک از احزاب یا گروههای وابسته به استکبار جهانی، مسئولیت اتفاقات زیادی فوق را بر عهده نگرفته است اما کارشناسان گفتند که با مهاجرت مومنین به سرزمینهای کفر والحاد، بر اثر ابتلای کشور به انقلاب اسلامی، جمله اخیر را تایید میکنند. والله اعلم و علیه التکلان.
حال که چنین عبرتی آموختیم، درس های زیر که سایت بازتاب خبرش را داده، بدون آخ، مرور میکنیم تا بیشتر بیاموزیم:
۱-جمهوري اسلامي ايران روز جمعه كمك نقدي به مبلغ ۲۵ميليون دلار به شوراي عالي بازسازي لبنان براي بازسازي يك جاده در شرق اين كشور هديه كرد.
۲-به گزارش ايرنا ازبيروت ، "نبيل الجسر" رييس شوراي عالي بازسازي لبنان و "حسام خوش نويس" رييس هيات ايراني ستاد بازسازي لبنان امروز توافقنامهي اين هديه را امضا كردند كه بر اساس آن اين شورا ،كار بازسازي جادهي بعلبك به " توفيقيه " در شرق لبنان را انجام خواهد داد.
۳-خوش نويس اعلام كرده است تاكنون از ۲۵پلي كه كار بازسازي آن به ستاد ايراني واگذار شده كار ۱۲پل به پايان رسيده كه معروفترين آنها پل العاصي در شرق لبنان است.
۴-رييس ستاد ايراني كمك به بازسازي لبنان اضافه كرده از مجموع ۶۳روستا كه بازسازي و آمادهسازي آن بر عهده ما گذاشته شده كار ۴۳روستا به پايان رسيده است.
۵-خوش نويس افزود: ستاد ايراني همچنين كار بازسازي ۲۰۰باب مدرسه را بر عهده گرفت كه از اين تعداد ، ساخت ۱۴۹مدرسه پايان يافته است.
۶-به گفته اين مقام ايراني، اين ستاد كاربازسازي ۱۵۰مسجد و ديگر اماكن مذهبي را نيز كه توسط صهيونيستها در لبنان تخريب شده بر عهده گرفته كه از بين آنها بازسازي ۵۰مورد به پايان رسيده است.
۷-همچنين بر اساس گزارش دفتر ستاد ايراني كمك به بازسازي لبنان،اين ستاد كار ساخت ۲۵مركز پزشكي ، ۱۷۳كيلومتر راه اصلي ، ۳۶۵كيلومتر راه فرعي و كار خنثي كردن مينهاي ۱۰كيلومتر مربع از مناطق مينگذاري شده را برعهده گرفته است.
این است حکایت چراغهایی که به خانه حرام است. اینکه بیمارانمان بر اثر بی بنزینی، به مراکز درمانی نمی رسند و بدون احتیاج به دار، جان میدهند، اینکه کودکانمان از شدت فقر و سوز سرما، کارتن به خود می پیچند و سیگار می فروشند، دخترانمان بازیچه شیوخ تازی می شوند، امنیت اجتماعیمان را به طرح می بندیم و آزادیمان را به شرع، همه از کم فروغی لبنان است.لبنان را که روشن کنیم، همه چیزمان جفت و جور می شود."لب" که خودش دارد،"نان"ش را هم که ما داریم می دهیم،آنوقت لبنان روشنتر می شود. ما تاریک شویم فدای سرشان.مهم اینست که حضرات تازی روشن بمانند.اگر زنده ماندیم، به جای اروپا و کانادا، به لبنان مهاجرت می کنیم، البته اگر برای ستورانشان گارسن و پرستار بخواهند!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|