چه بوی علفی می آمد! |
"شايد خواننده با خواندن اين سطور به اين تصور افتد که قصد مطايبه و يا طعنه در پيش است، اما چنين نيست. اين نوشتهاي جدي است. نويسنده اصولاً طبع طنز ندارد....بنابر اينها بود که لازم ميدانم پشيماني خود را از اينکه به آقاي احمدينژاد راي ندادم اعلام دارم. و از آنجايي که احساسم اين است که هنوز کار مهمي که اين دولت بايد انجام ميداد صورت نپذيرفته است، دو سال ديگر اگر بودم جبران مافات ميکنم و به دکتر محمود احمدي نژاد راي ميدهم. "
این لُبّ کلام مسعود لُپ قشنگه بود که پس از دو سال تلاش بی وقفه و صرف زور زیادی بالأخره لپهای مبارکشان را به رنگ قرمز درآورد. البته تا این لحظه هنوز از تعداد رگهای متورم مسیر اتصال سر سابق به تن فعلی شان اطلاعی در دست نیست.در همین حال کارشناسان امور زور شناسی و عواقب مترقبه به ایشان پیشنهاد کردند که جهت جلوگیری از ایجاد هرگونه سروصدا، به نحوی از شدت فشارهای وارده بکاهند و در مقابل، غلظت مواد مورد استفاده را افزایش دهند!
گروه دیگری از کارشناسان پس از معاینات شبانه روزی کالبد شناسانه بر روی دو موجود آفرینش(یکی موعود و دیگری مولود) آقا محمود خان مهر السلطنه و آقا مصطفی خان معین، به این نتیجه رسیدند که تغییر در ذائقه مسعود خان بهنود، بر اثر استفاده مکرر از چیزی معّین، در طول دو سال گذشته بوده است.
همچنین سازمان کارشناسان بدون درد، به ایشان پیشنهاد کردند که برای جبران مافات، لازم نیست تا دو سال دیگر، خود را در انتظار گذارند، هم اکنون می توانند به آقا محمود خان مراجعه و دور از چشم طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، برای توسعه طرح ارتقاء امنیت شغلیشان، هر چه میخواهند به ایشان بدهند، رأی و نظر که قابلی ندارد! در ادامه همین پیشنهاد هم آمده است که برای حصول اطمینان از تداوم طرح مذکور، از نوشتن هر گونه نامه به کودکان زیر هجده سال اکیدآ خودداری فرمایند.
برخی گزارشات واصله حاکیست که پس از این اعترافات چرب و گرم، حضرت ایشان در بین دَه خبرگزاری نورچشمی، برای دریافت سوخت یا هر چیز اضافی تر، صدر نشین خواهد شد!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|