چه بوی علفی می آمد! |
۱- آسمان آنجا چه رنگی است؟برفی، بارانی، طوفانی، سونامی، گردبادی، نارنجی، مخملی نرم، کبریتی راه راه یا آش کشک خاله شان؟!
۲- امنیت اجتماعیشان را چگونه ارتقاء میدهند؟ با طرح یا با چیز دیگر؟ البته منطورمان از چیزدیگر، اجسام سفت و سخت و امثالهم نیست. هر گونه فیلم یاکلیپ هم اگر منتشر شود،مونتاژ است مونتاژ ، و بشدت هر چه تمامتر تکذیب میشود.
۳- آن حکومت های مردم ناسالار ناشایست، چگونه به قدرت رسیده اند؟!مردمشان که هر روز با پرچمشان آتش بازی میکنند و نذر حضرت عباس می دهند، برای مرگ و نابودیشان، پس با کجای مردم روی کار آمده اند؟!
۴- با آن ضلالت، بی دینی، نامسلمانی، بی مهری، بی عدالتی و بدون ولایت مطلقه و شوری و مجمع و محمود و رجب و شعبان و رمضان، چگونه کشور اداره می کنند؟ و بدون حداد چطور بالش نرم زیر سر مردمشان میگذارند و خود آهنگری میکنند؟و بدون در دست داشتن جسم سخت چگونه دادها را می ستانند؟!
۵- ما که اینجا بیش از حد آزادی داریم، دانشجویان و معلمان و کارگرانمان، از خطوط قرمز عبور می کنند کسی کاری به کارشان ندارد، احکام صادره دادگاههایمان هم که با نوع جرم تناسب ندارد و بسیار کمتر از آنست، اینقدر برای نفس کشیدن مشکل داریم، ببینیم آنها در آن محیط الحادی غیر ملکوتی، چگونه تنفس میکنند؟!
۶- آب خنک خون منتقدانشان را با چه قپانی می سنجند؟!و آیا محافظت از دگر اندیشان و نویسندگان آنها به عهده خورندگان داروی نظافت است؟ آیا نویسندگانشان در کانون دور هم گرد می شوند یا دراز؟! آیا کانون فقط مختص مساجدشان است؟! آیا سنگرهای آنان، مناره هم دارد؟! اگر دارد ،تیر اندازی در سنگر انجام می گیرد یا مناره؟!
۷- چگونه مانتو کوتاه های بانوانشان، باعث تحریک و زنای محصنه نمی شود؟ کاکل و آرایششان چطور؟! اثر بلندی ناخن و مانتو بر سایر بلندی ها مستقیم است یا معکوس؟ و کلآ بلندی به چه معناست؟
۸- آفتابه هایی که زینت ارازل و اوباش می کنند رنگی است یا سیاه و سفید؟و آیا اول آفتابه را آویزان میکنند یا ارازل و اوباش را؟
۹- سنگهایی که برای سنگسار استفاده می کنند، تولید خودشان است یا از حجاز و ۱۴۰۰ وعصر حجروقجر وارد میکنند؟! آیا در کنار گودالهای سنگسارشان، گل هم می روید؟! آیا گودال فقط مخصوص قتلگاه است؟! آیا آنجا هم فقط همان یک مظلوم را دارند که تشنه باشد و برایش توی سر هم بزنند؟
میروم دیار کفر، ببینم چه جوابی برای سوالات فوق پیدا می شود.شما هم در این مدت اگر خبری، چیزی بدرد بخور پیدا کردید،کامنت بگذارید.
آن قاضـــی پر مــهر و عـــدالت! آن دشمن هر کین و عداوت!
آن عـاشــق کشتــن حـقــایـق صیـــاد جریـــده و خـــلایـــــق
بر پشت کشیــد، کـوله پشتی انگار که هیچکس نکشتـــی!
مجری زجوانیش سبو خواست بیچاره نشانیش ازو خواست
قاضـــی چو عذاب روز موعـــود با مکث کمی چنین بفرمـــود
تقــواست رمــوز هر چه بینــی جز زهــد، به کـار من نبینــی
گفتـش چه بود، طــریق تقــوا؟ این زهد چگونه گشته پیــدا؟
بر ریش کشیــد با، یــد راست گفتاکه خدا همیشه باماست
تـو نیــز پرستشــش بیــامـــوز رو حـوزه و کـن تحمــل ســوز!
تا آب شـوی، به حـوض رهبــر غسلت کنــد و بشویدت ســر
آنگاه شوی به حوض، ماهــی تقوا دهدت هـرآنچــه خواهــی
او ، راست کنـــد طـــریقتت را انــــدازه کنـــــد شـــریعتــت را
نابــــود کنــــــــد طـــبیعتت را پر مـــایه کنــــد فضیــــلتــت را
پرسیــد از او دوبــاره مجـــری کای خالق جسم سخت سربی
برگو که چه کرده ای به زهرا؟ پاسخ چه دهی چو گشت فردا؟
گفت آنچه که کرده ام زتقواست این قصــــه استـــواری مـــاست
زهرا که نشد ز شـرح ما راسـت دیدیم که جسم سخت آنجاست
البـــاقی ماجــرا ز جسـم است اقبــــال جمیـــع ما طلسم است
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|