تبليغاتX
در گلستانه
 
چه بوی علفی می آمد!
 
دلسوزیهای محمود خان مهرالسلطنه برای ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به حدی بود که برای سایر اصولداران! دوست و برادر ٬سوزشی عمیق توأم با اصواتی نظیر "جیزو جیز" و "وای" و "آخ" و بویی شبیه دمبه سوخته را بهمراه داشت.متخصصان سوانح و سوختگی گفتند داروی مربوطه را از قصابی محل تهیه کنید.برخی گزارشات حاکیست که بو از آشپزخانه کیهان برخاسته است.این اصولداران محترم که نامشان در حال فاش شدن و کامشان در حال باز شدن است در عین حال تأکید کردند که فرد منصوب شده خود از دلسوزان و علاقمندان نظام است.آگاهان ضمن اینکه گفتند کدام نظام؟ ٬افزودند٬ همین سوزشها مهم است.اصولآ همین سوزشها حاکی از گستردگی دایره خدمت و عدالت و مهر است.

یکی از آگاهان که باجناقش همسایه دست راستی میوه فروش محله است ٬با انتشار معیارهای انتخاب رئیس جدید ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ٬ خیال همه را راحت کرد.این معیارها بشرح زیرند:

۱-رئیس باید مخالف جریان نقدی و همسو با فرهنگ ناب و مأنوس نسیه گرایی(وعده سر خرمن) باشد.
۲-حتمآ باید شوهر فاطی بانوی رجبی یا یکی از اعضای شوهر ایشان باشد.
۳- به علت وابستگی شدید دولت به اندیشه های مذهبی تر٬رئیس باید حتمآ غلام ِحسین باشد.
۴-در عین حالیکه شوهر فاطی بانوست٬ باید حتمآ باید الهام باشد.(اجتماع نقیضین نیست که محال باشد!)
۵-خانواده بخصوص خانم ٬و کلیه بستگان از درجه ۱ تا ۹۹۹۹۹۹۹ و از جمله باجناقهای عزیز را بیشتر از شغل ها و کارهایش دوست داشته باشد.
۶- از مصادر طرح ارتقاء امنیت شغلی و سخن خوان آلبوم "ما اشتغال می زائیم ٬شماها را می گا...  شغل اگه کم بیاریم ٬از دستتون می قاپیم" باشد.
۷-بر اثر ابتلای دولت به غیب ٬ پیشگویی ٬ خواب و هاله نور ٬الهامش پر رنگ تر از الهامهای رایج باشد.
۸-آمارهای نابجا ٬غلط و دروغین را چنان با صلابت تمام به امت بیدار و مستضعفین بیمار ٬ الهام کند که٬آحاد ملت ٬غلامان آمریکایی و اروپایی خود را با هواپیماهای شخصی شان برای دریافت پانزده هزار تومان مساعده ٬در صف طویل اداره به پاچه خواری رئیس مشغول دارند.
۹-تمام مشکلات ٬گرفتاریها٬کمبودها و فلاکتهای گذشته ٬حال و آینده را از اقدامات ناشایست و اهریمنی دولتهای پیش از خود بداند.
۱۰-نداند و نتواند ولی اصرارکند که می داند و می تواند.
۱۱-کلیه امیال ٬خواسته ها و سلایق شخصی اش را خواست عموم ملت بداند.
۱۲-باید صلاحیت برخورد شایسته با قاچاقچیان محترم داشته باشد.به نحوی که قبل از برخورد ضمن رعایت حق تقدم  و سرعت مجاز ٬به تابلوها و علائم هشدار دهنده دقت کافی مبذول داشته و هنگام گردش به راست حتمآ از راهنمای چپ استفاده کند.

  نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 1:56  توسط رهگذر  | 
امروز سراغ هر وبلاگی که رفتم ٬صحبت از سارا بود و سیبش.نمی دانم چرا؟ شاید اثر افاضات وزیر محترم داخله آقا محمود خان مهرالسلطنه است ٬که با لب و لوچه ای آبریزان! ازدواج موقت را مزمزه می کند.! اما از این زاویه هم می توان به سارا و سیبش نگاه کرد:

جنبنده ای ز سوز دلش با خبر نشد
آب و انار و کوثر و عقبی اثر نشد
دریا هنوز باور سارا نَشسته است
این قصه های سیب برایش پدر نشد!

 

  نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 20:14  توسط رهگذر  | 
پس از طرح خردمندانه! رئیس ‌هیئت همراه٬ حضرت محمود نخبه!(اَطَوّل الله قَده و کثرالله مَغزه ) در خصوص محو اسراییل از نقشه موجود در کاخ ریاست جمهوری٬ فلسطینیان مفلوک بیچاره چنان ذوق زده شدند که سرو ته و دست و پا و خودی و غیر و ذالک را نشناخته و چنان به جان هم افتادند که هر آینه ممکن است خود را از روی نقشه موجود حذف کنند!.از قدیم گفته اند:

"قدم نامبارک محمود !           گر به دریا زند برآرد دود !"

  نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 15:2  توسط رهگذر  | 
نقش تعیین کننده مرحومین (مردگان سابق!) در شکل گیری دولت نهم توسط خطیب نماز جمعه تهران برملا شد.مطابق این افشاگری حکیمانه که توسط شخصی برآمده از آن دنیا صورت گرفت ٬دو گروه عامل اصلی روی کار آمدن دولت اسلامی نهم هستند:

۱-متوفیات و متوفیانی که بعضا در پوشش متوفیات هم ظاهر شده اند.وتاریخ وفات آنان پیش از اواخر اجرای برنامه سوم توسعه بوده و تاریخ خاکسپاری آنان پس از اتمام اجرای آخرین بند از برنامه مذکور است.

۲- خواب ماندگانی از طایفه بنی هندل! که احتمالآ  نسبت به همقطاران خویش از هندلی به مراتب کوتاهتر (یا کوتاه قدتر) برخوردارند.

مطابق گزارشات واصله از عالم برزخ ٬ هم اکنون کلیه متوفیات واجد شرایط برای هماهنگی در تعیین دولت بعدی وارد عمل شده و رسمآ "انجمن متوفیات متولی امور اجرایی کشور" را به ثبت رسانده اند تا برای رایزنی با کاندیداها وستادهای انتخاباتی آتی از آمادگی لازم برخوردار باشند.در تازه ترین شعاری که از آنان توسط تلسکوپ مستقر در پشت بام شورای نگهبان رصد شده است گفته اند:"گر چه سبیل نداریم ٬به صد جامون مینازیم٬هرکسی چربش کنه٬براش ما رأی می آریم!" و همچنین گزارشات رسیده حاکیست که متوفیان ذکور طی اعتراضیه ای کتبی و رسمی و در قالب حزبی جدید به دفتر نمایندگی خدا در عالم برزخ نسبت به این تبعیض بزرگ اعتراض کردند.خداوند نیز پس از رویت اعتراضیه ٬چنین پی نوشت فرمودند:

"به نام خودمان.از آنجا که در دنیا سهم الارث و سهم الدم و مافیها و... بانوان را کمتر از آقایان مقرر فرموده بودیم! بدانجهت درمقام جبران برآمده و این امتیاز را تنها به متوفیات عطا فرمودیم.و تنها منم که می دانم.امضاء خدا"

و از آنجا که متوفیان بدون مجوز وزارت امور داخله عالم برزخ به راهپیمایی و سردادن سرود "یار دبستانی" اقدام کرده بودند٬از طرف پلیس ضد شورش عالم فوق الذکر که از عالم بغل دستی هم تعدادی سرکوب کن قرض گرفته بودند٬بشدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته و برای تکمیل پرونده و دریافت حکم سقوط هنگام عبور از پل صراط تحویل مقامات مسئول شدند.

همین گزارش می افزاید:پس از انتشار پی نوشت خدا ٬ کلیه بانوان نَفَس کِش(تنفس کننده!) که هنوز به آن دیار واصل نشده اند٬مشتاقانه منتطر خروج از نَفَس کِشی(تنفس کنندگی!) و ورود به عالم امتیازات هستند.در همین حال بود که شمسی خانوم به حاج آقا گفت: "زکّی"!

  نوشته شده در  یکشنبه 10 تیر1386ساعت 3:3  توسط رهگذر  | 

در آغازین روز قحط سالی (ببخشید! سهمیه بندی) بنزین٬ سیستانی ها٬ جشن پایان قحط سالی گرفتند.آگاهان که بشدت از این واقعه درمانده بودند٬ بر و بر به هم نگاه کردند فقط.از آنجا که حضور عنصر نامطلوب و مخملی "بر و بر"در نگاه آنان ٬هر آینه ممکن است خاطر مبارک طرح ملت دوست و مهرورز "ارتقاء سطح امنیت اجتماعی " را مکدر سازد٬مجریان طرح مزبور٬فی الفور اکیپی از آگاه شناسان خبره را به محل واقعه اعزام کردند.آگاه شناسان نیز ضمن تعیین جنسیت نگاههای رد و بدل شده٬طول و عرض و ارتفاع آنرا محاسبه نموده و اعلام کردند که اندازه های بدست آمده ٬کوچکتر از آن است که به بلندای قامت طرح فوق الاشاره خدشه ای وارد نماید.انتشار این خبر ٬یکی از آگاهانی که هنوز در جریان"بروبر " مانده بود را دچار ذوق زدگی آنی کرد و در همان "آن" دوهزاریش جرینگی افتاد (بعضی خبرگزاریها صدای افتادن دوهزاری مزبور را کمی با ارتعاش گزارش کرده اند)٬ و فریاد فهمیدم را سر داد.ار آنجا که بعضی مسکوکات موجود در بازار ٬ضرب زمان حاضر نیستند رایج محسوب نمی شوند.لذا برای زنگار زدایی و تجدید ضرب! ٬صاحب فریاد به محل شستشوی مسکوکات غیر رایج ٬با مهرورزی تمام هدایت! شده و مراسم جشن! با شعار " قحطی دیگه تموم شد بریم هوا بکاریم ٬ بنزینو می خوایم چیکار ما که غذا نداریم" همچنان ادامه دارد!

  نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 16:21  توسط رهگذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM