میدونم که برای بعضی ها تکراری میشم ولی برای بعضی ها شاید تکراری نباشم و همین بهم جرات اومدن میده. پس سلام ....منم اومدم با حرفهایی که برا گفتن خوبه و شایدم برا شنیدن.
نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 18:3  توسط رهگذر
|
درباره وبلاگ
زاده گشتم در سر زلف بهار در سرایی پاک همچون چشم یار بوده ام در کوچه دلواپسی حال و روزم را نمی داند کسی آنکه در قلب کویرم داد داد روشنی در کاسه قلبم نهاد زان سبو نوشیدم و بینا شدم برپیاله واله و شیدا شدم نام اگر پرسی؟بخوانم رهگذر راه دریاب و ز هر سو کن حذر